شعار سال: این ابزار های خاطره انگیز،برای ما خاطره است اما برای زنان روستایی،که عمری با این وسایل عمرشان را گذراندند،یاد آور سختی های این حرفه هنرمندانه و سخت است.زندگی روستایی ،زندگی با خود کفایی به معنی واقعیست.

گوسفند های درون آغل را که می دیدند که در زمستان و تابستان پشمهای انبوهشان آزارشان می دهد(تابستانها عامل گرمی و زمستانها عامل آلوده شدن به فضولات خودشان)،در فکر چیدن پشمشان بر می آمدند.به این کار(چره)می گفتند.

وقتی پشمهایشان را می چیدند،گوسفندها احساس خوشایند سبکبالی داشتند و خوشحال می شدند.

حالا انبوهی از این پشمها را چه می کردند؟

پشمهای چیده شده را می شستند؛بعد آنها را درآفتاب می گشتراند تا خشک شود.بعد با چوبی مخصوص که به آن (حلاج)می گفتند پشم را حلاجی می کردند.حلاجها با آهنگی خاص بر پشمها می کوبیدند تا از هم باز شوند.با نوای همان چوب حلاجی می خواندند که،(حلاجم،حلاجم،قاتق گتر که آجم).در مالیچه از حالاجها و ندافهای (نداف یعنی پنبه زن یا لحاف دوز)مشهورمی توان از خاندان مرحوم مشهدی عبد الله شیرازی نام برد.خوشبختانه هنوز فرزندان آن مرحوم همین شغل را ادامه دادند.

بعد که پشم را خوب می زدند،زنان روستایی این پشم ها را با چوب صلیب مانندی که به آن (کرمان)می گفتند می ریسیدند تا تبدیل به نخ پشمی شود.بعضی ها دستگاه بزرگتری داشتند که به ان (چرخ)cherekhمی گفتند.

بعد که نخها را می ریسیدند آنها را به شکل توپ جمع می کردند.بعد این نخها را دسته بندی می کردند و در دیگهای بزرگ رنگ آنها را رنگرزی می کردند.به این مخازن خمره رنگرزی می گفتند.

در آفتاب نخهای زیبای رنگارنگ را می گستراندند تا خشک شود.بعد دوباره آنها را جمع می کردند و به شکل توپ در می آورند تا دربالای دار قالی بیاویزند برای قالی بافی.

منبع:خبرگذاری شعار سال