این بخشی از اوسنه‌ایست از شمال خراسان که در آن پادشاهی خواب فرشی را می‌بیند که در آن هزار گل و بلبل به روی هم نگاه می‌کنند و می‌خندند پس وزیرِ خواب‌گزارش را فرامی‌خواند تا خوابش را تعبیر کند. وزیر خواب را این‌گونه تعبیر می‌کند که ای شاه! تو همه‌چیز داری جز فرشی که در آن هزار گل و بلبل به روی هم نگاه کنند و ‌بخندند و شاه، قهرمان داستان را فرامی‌خواند و از او می‌خواهد به جست‌و‌جوی قالی‌ای برود که در آن «نقش هزار گل و بلبل به روی یکدیگر نگاه کنند و بخندند».
شاید این اوسانه را روزگاری یکی از نیاکان دور ما به خواب دیده و برای دیگران بازگو کرده باشد؛ و شاید راوی کهن‌سال دیگری ـ‌ که نمی‌شناسیمش ـ آن را با تغییراتی برای ما و دیگرانی روایت کند؛ زیرا می‌دانیم که راویان اوسنه‌ها در شنیده‌هایشان دخل‌وتصرف می‌کنند؛ از آن می‌کاهند یا بدان می‌افزایند و ‌گاه عناصر چند اوسنه را به هم می‌آمیزند؛ اما هراندازه هم که اوسنه‌ها دچار دخل‌وتصرف شوند باز هم چیزی هست که دست‌نخورده باقی می‌ماند: ایدۀ فرشی زنده و جاندار. رویایی که نیاکان ما یا به خواب دیده‌اند یا در بیداری خیالِ آن را بافته‌اند.

در تعریف داستان گفته‌اند داستان قصه‌ای برساخته است. این تعریف گستره‌های بسیاری را دربرمی‌گیرد از لطیفه‌هایی که می‌شنویم و برای دیگران بازگو می‌کنیم تا دروغ‌هایی که برای خانواده سرهم می‌کنیم تا آتش کنجکاوی‌های گاه آزاردهنده آنان را خاموش کنیم؛ از آثار سترگ ادبی تا طرح‌ها و نقوش خیال‌پرورد فرش‌های شهری‌باف تا ذهنی‌بافته‌های عشایری و روستایی.
امرواقع (Fact) را با داستان (Fiction) نسبتی دیرین است. امرواقع به معنای آنچه رخ داده، چون انجام گرفت و رخ داد موجودیتش پایان می‌پذیرد و دیگر وجود واقعی ندارد؛ اما چیزی که ساخته می‌شود تا زمانی که فساد نپذیرد، وجود خواهد داشت؛ مانند روزگارِ به سر آمده شاهانی که روزی در آرزوی قالیچه‌ای افسانه‌ای بودند، اما داستان آنان و آرزوهایشان نسل‌هاست که بر سر زبان‌هاست. ازاین‌روست که امرواقع اگر می‌خواهد باقی بماند باید داستان شود و در قالب داستان است که شاهان و خلیفه‌ها و شاید مردم، زندگی جاودان می‌یابند و فقط ساخته نمی‌شوند که برساخته می‌شوند یعنی با خیال گویندگان و راویان و نویسندگان می‌آمیزد و ازآنچه رخ داده و از تاریخ واقع فراتر می‌رود.
بگذارید داستانی بگویم. اسکندر مقدونی شخصیتی حقیقی است که نامش در تاریخ آمده و کارنامه آشکاری دارد. سیمای همین شخصیت تاریخی نزد راویان و قصه‌گویان ایرانی ازآنچه بوده فراتر رفته و شخصیتی دیگرگونه یافته است. او در سیر تفسیرهای تاریخی تبدیل به شخصیتی جهانی شده که به ادبیات ملل گوناگون راه پیدا کرده و به گونه‌های مختلف در قالب شخصیت‌های حقیقی و افسانه‌ای مطرح شده است.

منبع:فرش نیوز